دارم کمدتکونی می کنم .
نوشته هایی از اون قدیم ندیما پیدا می کنم . می خوام پاره کنم دلم نمی ذاره .
باز هم دلم گرفت
رنگ لحظه ها پرید
باز دانه دانه اشک
روی گونه ام طپید
پس چرا نمی شوم
رام لحظه های سبز؟
من هنوز وحشی ام
ای بهانه های سبز
باز دانه دانه اشک
روی لحظه ها چکید
باز کفتر دلم
تیر خورد و شد شهید
باید از کجا نوشت
شعر خیس گریه را؟
از طپیدن دو چشم؟
یا شکستن صدا ؟
.....

